ریموت کنترل؛ تاج بیحاصلِ سلطنت مبل و تلویزیون
ریموت کوچک پلاستیکیای که بیش از هر سند رسمی تعیین میکند چه کسی سلطنت مبل را میگیرد؛ با تحلیلی اغراقآمیز از اسرار این قدرت.
نویسنده بیکار پرت و پلا

مقدمه: ریموت بهمثابهٔ نمادِ قدرتِ خانگی
اگر قبول داشته باشید که در هر خانهای یک دولتِ نانوشته هست، ریموت کنترل هم دقیقاً همان چیزی است که نمادِ تاجِ پادشاهِ این دولت بهشمار میآید؛ تاجی از پلاستیک با دکمههایی که هر کدام ادعا میکنند نمایندهٔ افکار عمومی تلویزیوناند. در این نوشته، که بهطرز آگاهانهای بیش از حد جدی و بیش از حد بیفایده است، میکوشم ریشههای این امپراتوریِ کمحرف را بکاوم، روابط سیاسی دکمهها را تبیین کنم و در نهایت یک دستورالعملِ میانمللی برای مذاکره با «دکمهٔ پاور» پیشنهاد دهم.
پیشینهٔ مختصر، اما ضروری: تاریخچهٔ غیرمعتبر ریموت
تاریخ نگارانی که هنوز علاقه دارند از رویدادهای مهم بشری بگویند، معمولاً سدها، انقلابها و اختراعات بزرگ را ذکر میکنند. اما در میان این وقایع، ریشهٔ حقیقتِ ریموت در سه انقلابِ کوچک نهفته است: کشف کانال، کشف تعویضِ صدای آزاردهنده و کشفِ تواناییِ کاهشِ نورِ تلویزیون بدون برخاستن از مبل. این سه انقلاب بهتدریج ریموت را از ابزارِ لوکسِ فرماندهانِ تلویزیون به نمادِ تصمیمگیریِ خانوادگی تبدیل کردند.
نسلِ اول: سنگِ پَرِ کنترل
در افسانهها آمده که اولین ریموتها در واقع قطعاتی شبیه به سنگِ پَر بودند که با نگاهِ دقیقِ پدربزرگ از پشت مبل پرتاب میشدند تا کانال عوض شود. این نسخهٔ اسطورهای البته کاملاً ساختگیست، اما نشان میدهد که ریشهٔ رفتارهای امروز ما در همان تلاشِ اولیه برای «تغییر بدون تلاشِ زیاد» است.
نسلِ دوم و سوم: بلوتوثِ احساسات و فرمانهای نامرئی
نسلهای بعدی ریموت، از مادون قرمز تا بلوتوث و اپلیکیشنهای موبایل، هر کدام بهنحوی دکمهها را سیاسیتر و تصمیمگیری را خصوصیتر کردند؛ گویی هر بار که فناوری پیشرفت میکرد، اختلاف طبقاتیِ مبل و صندلی هم عمیقتر میشد.
سیاستِ دکمهها: جدولِ کارکردها و نقشهای اجتماعی
برای اینکه بحثمان ساختاری تر به نظر برسد، یک جدولِ کاملاً جدی و اندکی نمایشی درست کردهام که نشان میدهد هر دکمه چه نقشِ اجتماعیای را در حکومتِ خانگی ایفا میکند. این جدول مبنای بسیاری از مشاجرههای خانوادگی نیز هست؛ منبع: یک نظرسنجی ساختگی از سه نفر (مربوط به خانوادهٔ نگارنده).
| دکمه | نقش سیاسی | پیام ضمنی |
|---|---|---|
| Power | رییسجمهور/تصمیمگیر نهایی | من سرنوشتِ جلسهٔ ششنفرهٔ مبل را تعیین میکنم؛ حتی اگر یک نفر باشد. |
| Volume | وزارت بهداشتِ گوش | من مسئول مرزگذاریِ صوتیام؛ فریادِ اخبار هم شاملِ وظایفم میشود. |
| Mute | دستگاهِ سانسورِ خانگی | در مواقع ضروری سکوتِ اخلاقی را اعمال میکنم. |
| Channel +/− | پارلمانِ ناپایدار | در هربار فشردن، یک استیضاحِ احتمالی رخ میدهد. |
پدیدارشناسیِ گمشدنِ ریموت: چرا همیشه ناپدید میشود؟
گمشدنِ ریموت یک پدیدهٔ کیهانی نیست؛ اما وقتی در خانه دشمنیِ نانوشته شکل میگیرد، ریموت بیشتر از هر شیء دیگری قربانیِ سیاستِ پنهان میشود. در زیر چند فرضیهٔ کاملاً معتبر و کمی پارانوئید فهرست شده است:
- نظریهٔ پوششی: اعضای خانواده بهصورت آگاهانه ریموت را جابهجا میکنند تا در مذاکراتِ بعدی امتیازِ بیشتری بگیرند.
- نظریهٔ جذبِ پارچه: ریموت به میدانِ نیروی لحاف، زیرپتو و شیارِ مبل جذب میشود؛ پژوهشگرِ خیالی من این میدان را «حفرهٔ همزیستی» نامیده است.
- نظریهٔ توطئهٔ حیوانات خانگی: گربه یا سگ ریموت را دزدیده تا آن را بهعنوان روشِ جلبِتوجه به کار گیرد؛ شگردی که در نهایت موجب تقویتِ جامعهٔ حیوانی میشود.
«هیچ چیز یک خانه را به اندازهٔ ناپدید شدنِ ریموت به هم نمیریزد؛ مگر شاید پنکهای که وقتی روشن است صدای کنترلکننده میدهد.» — گزارهای که ممکن است از ذهنِ من تراوش کرده باشد.
چند سناریوی واقعی (ولی ساختگی) برای مواجهه با ریموت
در این بخش، پنج سناریو را که احتمالاً در خانه با آنها روبرو شدهاید، توضیح میدهم و برای هر کدام یک استراتژیِ عجیب اما عملپذیر پیشنهاد میدهم. هدف: تلفکردنِ زمان با سطحِ رضایتِ بالا.
-
سناریو: ریموت زیر کوسنِ مبل پنهان شده.
استراتژی: پیادهسازی پروتکلِ «مطبوعاتِ آرامِ کوسنی»؛ یعنی تکان دادنِ کوسن بهنرمی تا ریموت مانند یک گنجِ باستانی بیرون بیاید. اگر کوسن مقاومت کرد، احتمالاً قراردادِ صلح لازم است.
-
سناریو: ریموت در اتاقِ همسایه (قابل تصور).
استراتژی: ارسالِ هیئتِ دیپلماتیک شامل یک لیوان آب و یک شرطِ بازگشتِ کانال؛ ضمناً فراموش نکنید که قدم گذاشتن به اتاقِ دیگر ممکن است مرزهای جغرافیایی را تغییر دهد.
کارتِ تحقیقاتی: دو مشاهدهٔ کلیدی
مشاهدهٔ اول: دکمهٔ پاور همیشه متهم است
در 93٪ موارد خیالی، اولین کسی که ادعا میکند ریموت را از برق کشیده، همان کسی است که آخرینبار کانال سیاسیِ موردِ علاقهاش را دیده است.
مشاهدهٔ دوم: ریموت و پیریِ برنامهها
وقتی برنامهای تکراری رو پخش میشود، ریموت بهطور نامحسوس موضع خود را عوض میکند تا افراد بیشتری دست به تغییر بزنند؛ این یک تاکتیکِ جلوگیری از خوابِ جمعیست.
روشِ مذاکره با دکمهٔ پاور (چند قانونِ نانوشته)
دکمهٔ پاور نقشِ نهایی را بازی میکند؛ او کسی است که میتواند تمامِ آنچه ساختهاید—از سریالی که قرار بوده ببینید تا ساندویچی که وعدهاش را دادهاید—را بهیکباره پایان دهد. چند قاعدهٔ ساده برای زمانی که میخواهید با این دکمه معامله کنید:
- قانونِ اول: هرگز بدون وعدهٔ جایگزین، پاور را تهدید نکنید.
- قانونِ دوم: پاور به اختیاراتِ نمادین حساس است؛ با یک لبخندِ تعهدش را خریداری کنید.
- قانونِ سوم: اگر پاور خاموش شد، همواره از «دکمهٔ بازگشت» (یا همان تعویضِ کانال) بهعنوان حسنِ نیت استفاده کنید.
جمعبندیِ نیمهقانعکننده
در پایان، باید اعتراف کنم که نه توانستم همهٔ رازهای ریموت را فاش کنم و نه میخواهم این کار را بکنم. ریموت با تمامِ کوچکبودنش، مجالی برای حکومتِ نمادین فراهم میکند که اگر از آن درست استفاده شود، میتواند ساعتها اتلافِ وقت را به تجربهای جامعهساز تبدیل کند. اگر یک روز ریموت ناپدید شد، بهجای دعوا، یک فنجان چای درست کنید، کمی تاریخِچهٔ ساختگیِ فناوری را بازگو کنید و شاید ریموت خودش بیاید و روی پای شما بیندازد؛ یا اینکه زیرِ کوسن بماند و شما برای همیشه قهرمانِ خانه بمانید.
و اگر دنبال یک تمرینِ کوچکِ فلسفیساختهشده هستید: دفعهٔ بعد که ریموت را فشار میدهید، تصور کنید دارید امضای قراردادِ صلح بین دو قدرتِ قهوهخور و پاپکورنخوار را ثبت میکنید. تأثیر شگفتانگیزی دارد؛ حتی اگر تنها تأثیرش این باشد که شما لبخند بزنید و یک کانالِ جدید را کشف کنید.
نویسنده بیکار پرت و پلا
مسعود مبلنشین یکی از نویسندههای بیکار چرتپرت است که وقت زیادی داشته. تا حالا ۱۸ مطلب بیاهمیت منتشر کرده. بیشتر در دسته پرت و پلا مینویسد. موضوعات پرتکرارش: اتلاف وقت، وسایل خانه، هیچی.